۱۳۸۹ اسفند ۸, یکشنبه
مملکت امام زمان
در مملکت امام زمان، به جای خلخال از پای زن يهودی نزديک بود شلوار از پای دختر رييس خبرگان در بياورند!
۱۳۸۹ بهمن ۲۹, جمعه
مملكته داريم ؟
فرماندهان ارشد سپاه: به مردم خود قول می دهیم که بسوی آنان تیراندازی نمی کنیم ،حالا اون وقت كه استفاده كرديد مگه گفتيد كرديم ، مملكته داريم ؟
۱۳۸۹ بهمن ۲۳, شنبه
۱۳۸۹ آذر ۳۰, سهشنبه
خاتمی و هاشمی و احمدی نژاد چه فرقی دارند ؟
خاتمی و هاشمی و احمدی نژاد و … چه فرقی دارند وقتی ما خودمان مردمان آگاه و درستی نیستیم؟
یک ملت دلال مسلکِ ناآگاه ، با آن حماقت آشکار در هنگام رانندگی یا توحش علنی برای برداشتن یک شیرینی از جعبه ی تعارفی یا شهوت عجیب برای قرار گرفتن در مقابل دوربین ، با رتبهی نخست جستجوی سکس … چرا باید در پی یک زمامدار رویایی باشد؟
من پیشنهاد می کنم ملت هشت سال انتخابات را تعطیل کنند و اجازه بدهند هر کسی که میآید همینجور ادامه دهد . بعد خودشان با حوصله این موارد را تجربه کنند :
اول : ایرانی ها لطفا روزی یک بار(یا دست کم یک روز در میان) حمام بروند.
دوم : ایرانی ها قبل از پرتاب فحش به بیرون ، دهانشان را ببندند و تا بیست بشمرند.بخصوص وقتی توی خیابان و جلوی دیگران هستند.
سوم : هر خانوادهی ایرانی هر روز یک روزنامه بگیرد ، اگر شده یالثارات!
چهارم : هر فرد ایرانی تعهد کند که هر ماه یک کتاب تازه بخواند … حتی خلاصه مبانی لوله کشی عمومی!
پنجم : رانندگان به جای فاصله ی بین شلوار و جوراب دختری در آن طرف خیابان به داشبورد جلوی چشمشان نگاه کنند و سرعت از پنجاه کیلومتر در هیچ شرایطی تجاوز نکند.
ششم : همه به خودشان تلقین کنند که این کسی که می خواهیم کلاهش را برداریم تا شب برای عزیزمان هدیه ببریم ، خودش عزیزِ یک نفرِ دیگر است.
هفتم : بفهمیم كه زرنگی ضایع كردن حق دیگران نیست بلكه با رعایت حقوق دیگران رسیدن به حقوق خودمان است .
هشتم : بفهمیم كه اگر صاحب یك بوتیك هستیم شغل ما بوتیك دار است یا اگر راننده تاكسی هستیم شغل ما راننده است . نه اینكه همه دزد و كلاهبردار باشیم و از شغلمان فقط برای راهی به رسیدن به كلاهبرداری استفاده كنیم . به شغلمان احتراما بگذاریم و بگذاریم دزدی فقط برای كسی باشد كه شغلش فقط دزدی است.
نهم : مردهای ایرانی یک بار برای همیشه قبول کنند که زنها ، جزو املاکشان نیستند و خودشان عقل دارند. عشق و رابطه و آشنایی هم بازی برد و باخت و فتح قلمرو دیگران نیست.
دهم : مردها تمرین کنند که رد عبور زنی را با نگاه شخم نزنند و زنان تمرین کنند که جواب سلام مردان را با خونسردی و لبخند بدهند چون به معنای … نیست.
یازدهم : ورزشکاران ما بعد از باخت به رقیب تبریک بگویند و دهانشان را تا نیم ساعت بعد از هر باخت یا برد ببندند.
دوازدهم : ایرانیها به جای تمسخر شکل ظاهری سیاستمداران ، فکر کنند که ایراد واقعی کار آن شخص در کجاست.
سیزدهم: به نمایشگاه کتاب اگر می روند برای (کتاب) بروند.
به خیابان فرشته می روند برای (عبور) از خیابان فرشته باشد.
و در کل به هر قبرستانی می روند برای خاطر (همان قبرستان) باشد.
چهاردهم : این آخری از همه سختتر است و اینكه دروغ نگوییم . همانطور كه فكر می كنیم عمل كنیم . فراموش نكنیم ریا كه اكنون عادت و عرف جامعه شده است درواقع یك بیماری اجتماعی است.
عزیزان کسی که این مطالب را نوشته است شاید خود نیز دچار این مشکلات است. همه ما در رفتارمان مشکلاتی داریم. ولی باید بپذیریم ایران ما در حال سقوط است. بپذیریم اگر شرایط کنونی ایران اینگونه است همه دلیلش مدیران و بالا سری های ما نیستند و نقش اصلی را خودمان در این جایگاه ایفا می کنیم.
چرا مثلا اگر هر کدام از ما فقط برای یک ماه به خارج از کشور برویم (برای مثال به سوئد!!!) رفتارمان تغییر می کند ؟ خوب می شویم . به استخرهای مختلط می رویم! با جنبه می شویم ! فکرو نگاهمان عوض می شود و بدون رو در بایستی بگویم : آدم می شویم!( هر چند برای 1 ماه!!!!)
بپذیریم ایران می تواند همچون گذشته بهترین باشد. ایران و ایرانی لیاقت این بهترین بودن را دارد.
بپذیریم برای اینکه ایران خوب شود باید بهترین باشیم.
یک ملت دلال مسلکِ ناآگاه ، با آن حماقت آشکار در هنگام رانندگی یا توحش علنی برای برداشتن یک شیرینی از جعبه ی تعارفی یا شهوت عجیب برای قرار گرفتن در مقابل دوربین ، با رتبهی نخست جستجوی سکس … چرا باید در پی یک زمامدار رویایی باشد؟
من پیشنهاد می کنم ملت هشت سال انتخابات را تعطیل کنند و اجازه بدهند هر کسی که میآید همینجور ادامه دهد . بعد خودشان با حوصله این موارد را تجربه کنند :
اول : ایرانی ها لطفا روزی یک بار(یا دست کم یک روز در میان) حمام بروند.
دوم : ایرانی ها قبل از پرتاب فحش به بیرون ، دهانشان را ببندند و تا بیست بشمرند.بخصوص وقتی توی خیابان و جلوی دیگران هستند.
سوم : هر خانوادهی ایرانی هر روز یک روزنامه بگیرد ، اگر شده یالثارات!
چهارم : هر فرد ایرانی تعهد کند که هر ماه یک کتاب تازه بخواند … حتی خلاصه مبانی لوله کشی عمومی!
پنجم : رانندگان به جای فاصله ی بین شلوار و جوراب دختری در آن طرف خیابان به داشبورد جلوی چشمشان نگاه کنند و سرعت از پنجاه کیلومتر در هیچ شرایطی تجاوز نکند.
ششم : همه به خودشان تلقین کنند که این کسی که می خواهیم کلاهش را برداریم تا شب برای عزیزمان هدیه ببریم ، خودش عزیزِ یک نفرِ دیگر است.
هفتم : بفهمیم كه زرنگی ضایع كردن حق دیگران نیست بلكه با رعایت حقوق دیگران رسیدن به حقوق خودمان است .
هشتم : بفهمیم كه اگر صاحب یك بوتیك هستیم شغل ما بوتیك دار است یا اگر راننده تاكسی هستیم شغل ما راننده است . نه اینكه همه دزد و كلاهبردار باشیم و از شغلمان فقط برای راهی به رسیدن به كلاهبرداری استفاده كنیم . به شغلمان احتراما بگذاریم و بگذاریم دزدی فقط برای كسی باشد كه شغلش فقط دزدی است.
نهم : مردهای ایرانی یک بار برای همیشه قبول کنند که زنها ، جزو املاکشان نیستند و خودشان عقل دارند. عشق و رابطه و آشنایی هم بازی برد و باخت و فتح قلمرو دیگران نیست.
دهم : مردها تمرین کنند که رد عبور زنی را با نگاه شخم نزنند و زنان تمرین کنند که جواب سلام مردان را با خونسردی و لبخند بدهند چون به معنای … نیست.
یازدهم : ورزشکاران ما بعد از باخت به رقیب تبریک بگویند و دهانشان را تا نیم ساعت بعد از هر باخت یا برد ببندند.
دوازدهم : ایرانیها به جای تمسخر شکل ظاهری سیاستمداران ، فکر کنند که ایراد واقعی کار آن شخص در کجاست.
سیزدهم: به نمایشگاه کتاب اگر می روند برای (کتاب) بروند.
به خیابان فرشته می روند برای (عبور) از خیابان فرشته باشد.
و در کل به هر قبرستانی می روند برای خاطر (همان قبرستان) باشد.
چهاردهم : این آخری از همه سختتر است و اینكه دروغ نگوییم . همانطور كه فكر می كنیم عمل كنیم . فراموش نكنیم ریا كه اكنون عادت و عرف جامعه شده است درواقع یك بیماری اجتماعی است.
عزیزان کسی که این مطالب را نوشته است شاید خود نیز دچار این مشکلات است. همه ما در رفتارمان مشکلاتی داریم. ولی باید بپذیریم ایران ما در حال سقوط است. بپذیریم اگر شرایط کنونی ایران اینگونه است همه دلیلش مدیران و بالا سری های ما نیستند و نقش اصلی را خودمان در این جایگاه ایفا می کنیم.
چرا مثلا اگر هر کدام از ما فقط برای یک ماه به خارج از کشور برویم (برای مثال به سوئد!!!) رفتارمان تغییر می کند ؟ خوب می شویم . به استخرهای مختلط می رویم! با جنبه می شویم ! فکرو نگاهمان عوض می شود و بدون رو در بایستی بگویم : آدم می شویم!( هر چند برای 1 ماه!!!!)
بپذیریم ایران می تواند همچون گذشته بهترین باشد. ایران و ایرانی لیاقت این بهترین بودن را دارد.
بپذیریم برای اینکه ایران خوب شود باید بهترین باشیم.
۱۳۸۹ آذر ۲۹, دوشنبه
۱۳۸۹ آبان ۲۸, جمعه
۱۳۸۹ آبان ۱۳, پنجشنبه
۱۳۸۹ آبان ۱۲, چهارشنبه
جملاتی که قبل از اعدام زده شد
در دموکراسی مرگ، همه در آخر برابرند. نه رتبه, نه ایستگاه و نه حق ویژه در جمهوری قبر وجود دارد
فرار از خورشید تا وقتی که خورشید پایین آید، اما مرگ نباید بر من سلطه کند
مرگ برای برخی مجازات، برای برخی هدیه و برخی دیگر یک نعمت است
یکی سریعتر به طرفم میاید و دیگری آرام تر؛ این مهم نیست، در آخر مرگ به طرفم میاید
هیچ ضمانتی نیست حتی اگر هم اعدام نمیشدم فردا زنده میماندم
هر روحی برای انجام یک مأموریت به این دنیا آماده است، ما ماموریتمان را انجام دادیم
ارزشش را دارد که بمیریم، تا آنچکه برایش زندگی میکنیم را پیدا کنیم
ما انسانهایی نیستیم که تجربه روحی داریم، ما روحهای هستیم که تجربه انسانی داریم
مرگ خواب ابدی است؟ نه آن راه نهایی بیداری است
بازی تراژدی "انسان" است و قهرمان آن کرمهای زیر خاک
۱۳۸۹ آبان ۷, جمعه
پیامکهای بچههای تهران برای بازگشت «آقا»
سفر 9 روزه حضرت آیتالله خامنهای رهبر انقلاب به قم که یک روز نیز تمدید شده است باعث شده تا جوانان ولایتمدار تهرانی با پیامکهای خلاقانه و جالبی که برای دوستان خود ارسال میکنند، به نوعی اعتراض محبتآمیز خود را نسبت به غیبت طولانی رهبر انقلاب از شهرشان ابراز کنند.
برخی از این پیامکها را در زیر میخوانید:
» اینجا تهران... نهمین شب بدون حضور آقا... شهر به نفس افتاده است، آقا جان برگرد
» در سینه خود کوه معانی داری/ هنگام سخن عجب بیانی داری/ تشبیه بدیع عزتی آقاجان/ با ماه و ستاره "اینهمانی" داری / لاحول و لا قوه الا بالله (ستاد دلتنگی چشمانتظاران بازگشت مقام معظم رهبری به تهران!)
» پیام بچههای قم به بچههای تهران: «دیگه آقا رو پس نمیدیم»
» شهر تهران بی تو از دل و دلبر خالیست/عشق برگرد که حال من ودل طوفانیست/وقت آنست که با حضرت حافظ خوانیم /" ماهم این هفته برون رفت و به چشمم سالیست
» خشک سالی شده، ای بارش باران برگرد / جانشین خلف پیر جماران برگرد / نفست حافظ این شهر گناه آلود است / نازنین رهبر ما زود به تهران برگرد
» زبان حال قمیها: ای چشمه هر کویر از این شهر مرو/ محبوب ترین امیر از این شهرمرو/ قم بادل بارانی خود دیشب گفت:/ ای رهبر بی نظیر از این شهر مرو
» حال دل بچههای قم: هوای گریه به سر دارد آسمان آقا // غم فراق... همین بود سهممان آقا// کویر طف زدهی قم هنوز تشنه توست// نرو، تو را به خدا بیشتر بمان آقا
برخی از این پیامکها را در زیر میخوانید:
» اینجا تهران... نهمین شب بدون حضور آقا... شهر به نفس افتاده است، آقا جان برگرد
» در سینه خود کوه معانی داری/ هنگام سخن عجب بیانی داری/ تشبیه بدیع عزتی آقاجان/ با ماه و ستاره "اینهمانی" داری / لاحول و لا قوه الا بالله (ستاد دلتنگی چشمانتظاران بازگشت مقام معظم رهبری به تهران!)
» پیام بچههای قم به بچههای تهران: «دیگه آقا رو پس نمیدیم»
» شهر تهران بی تو از دل و دلبر خالیست/عشق برگرد که حال من ودل طوفانیست/وقت آنست که با حضرت حافظ خوانیم /" ماهم این هفته برون رفت و به چشمم سالیست
» خشک سالی شده، ای بارش باران برگرد / جانشین خلف پیر جماران برگرد / نفست حافظ این شهر گناه آلود است / نازنین رهبر ما زود به تهران برگرد
» زبان حال قمیها: ای چشمه هر کویر از این شهر مرو/ محبوب ترین امیر از این شهرمرو/ قم بادل بارانی خود دیشب گفت:/ ای رهبر بی نظیر از این شهر مرو
» حال دل بچههای قم: هوای گریه به سر دارد آسمان آقا // غم فراق... همین بود سهممان آقا// کویر طف زدهی قم هنوز تشنه توست// نرو، تو را به خدا بیشتر بمان آقا
۱۳۸۹ مهر ۲۵, یکشنبه
شهر مسجد سلیمان، 100 سال پس از اکتشاف نفت !
مسجد سلیمان شهری است تاریخی که در میان کوههای زاگرس در استان خوزستان واقع شده است. این شهر از شمال غرب به شهرستان شوشتر، از شمال تقریبأ به بخش لالی، از جنوب شرق به شهرستان ایذه، و از جنوب غرب به شهر اهواز ارتباط دارد. ساکنان این شهر را طوایف مختلفی از قوم بختیاری تشکیل میدهند ولی با کشف نفت در منطقه افراد دیگری از سایر مناطق بختیاری بمنظور کسب و کار به این شهر آمده و رفته رفته بصورت دایم در این شهر ساکن شدند.در تاریخ ۲۸ ماه مه سال ۱۹۰۱ میلادی، در زمان سلطنت مظفرالدین شاه قاجار، ویلیام ناکس دارسی، تاجر بزرگ طلا در انگلستان امتیاز کشف نفت ایران را از آن خود کرد و برای این منظور جورج برنارد رینولدز را که تجربیاتی در زمینه حفاری نفت در مناطق نفت خیز سوماترا داشت، برای اکتشاف و استخراج نفت به استخدام خود درآورد. رینولدز در پایان سال ۱۹۰۲ میلادی عملیات حفاری اولین چاه در چاه سرخ واقع در قصر شیرین و همچنین شاردین رامهرمز را آغاز کرد و همزمان مقدمات حفاری در منطقه نفتون مسجد سلیمان را مهیا ساخت.
پس از دو سال حفاری در شاردین گروه رینولدز به این نتیجه رسیدند که در این نقطه نمیتوانند به نفت برسند. اما علائم موجود و وجود آتشگاه و نیز حوضچهای که خود به خود قیر از آن می جوشید و یادداشت های مورخین و باستان شناسان که تصریح کرده بودند در ناحیه نفتون نفت فراوان به دست میآید، سرمهندس رینولدز را که از مدتی پیش در آنجا به کار حفاری مشغول بود، امیدوار کرد و به همین علت وسائل و تجهیزات را به منطقه نفتون در مسجد سلیمان منتقل کردند و در پایان ماه ژانویه سال ۱۹۰۸ میلادی حفاری چاه شماره یک این شهر آغاز شد.
سرمایه شرکت که در انگلیس تشکیل شده بود تا در ایران به نفت دست یابد، به علت طولانی شدن دوره حفاری به پایان خود میرسید و ویلیام ناکس دارسی که از پیدا شدن نفت در این سرزمین قطع امید کرده بود طی تلگرافی از رینولدز خواست تا حفاری را تعطیل کند. گفته میشود تلگراف به دست رینولدز رسیده بود اما چندان به مسجد سلیمان اعتماد داشت که ترجیح داد بدان اعتنایی نکرده به کار خود ادامه دهد. سرانجام در حالیکه اعضای گروه در اوج نا امیدی به سر میبردند، در ساعت چهار صبح روز پنجم خرداد ماه ۱۲۸۷ خورشیدی برابر با ۲۶ ماه مه ۱۹۰۸ میلادی، مته حفاری از ضخامت زمینی به قطر ۳۰۰ متر عبور کرد و آخرین ضربت خود را به صخره عظیمی که روی منبع نفت قرار داشت فرود آورد، در نتیجه در عمق ۱۱۸۰ پا (۳۶۰ متری) نفت با فشار زیادی تا ۵۰ پا (۱۵ متر) بالاتر از نوک دکل حفاری فوران کرد و کارگران را در خود غرقه ساخت. بدین ترتیب فصل جدیدی در تاریخ کشور رخ داد و ایران به جمع کشورهای نفت خیز جهان پیوست.
این اتفاق، که نخستین اکتشاف نفت در خاورمیانه به شمار میرفت، حیات اقتصادی و اجتماعی مسجد سلیمان و ایران را دگرگون کرد، چنانکه از این چاه روزانه ۳۶۰۰۰ لیتر (معادل ۸۰۰۰ گالن) نفت استخراج میشد و بعدها در این شهر حداقل ۳۰۰ چاه نفت حفر شد. این شهرک باستانی به یک شهر مدرن و پر رونق بدل شد. جمعیت آن افزایش یافته، خانهها و محلههای جدید برای کارکنان شرکت نفت از مدیران ارشد گرفته تا کارگران ساخته شد. شرکت نفت ابتدا اقدام به ایجاد یک دستگاه آب شیرین کن نموده و سپس برای انتقال آب رود کارون به شهر، لوله کشی منازل را به انجام رساند. همچنین خط آهنی توسط این شرکت تاسیس شد که تا دارخزینه، روستایی در نزدیکی شوشتر، امتداد مییافت. بدین ترتیب مسجد سلیمان از یک قصبه به شهری بزرگ بدل شد و مردم از اطراف و اکناف برای کار به این شهر مهاجرت کردند. شبکه آب و برق تکمیل گردید و سیستم فاضلاب شهر به وجود آمد، حمل و نقل زباله مرتب شد و سیستم اتوبوس رانی به کار افتاد. همچنین ورزشگاه بزرگی ساخته شد و مسجد سلیمان چهره یک شهر تازه و متفاوت از سایر شهرها را به خود گرفت.
در تاریخ ۵ خرداد ۱۳۸۷ شمسی برابر با ۲۶ ماه مه ۲۰۰۸ میلادی، چاه شماره یک صد ساله شد. لذا به همین مناسبت در این روز جشن صدمین سالگرد اکتشاف نفت در خاورمیانه و انقلاب صنعتی ایران در این شهر و در چندین نقطه جهان برگزار شد. جشن یکصد سالگی نفت در ایران توسط وزارت نفت جمهوری اسلامی ایران در محل باشگاه مرکزی این شهر که با افتتاح پالایشگاه نفت مسجدسلیمان همراه بود برگزار گردید. برخی ساختمانهای مسجدسلیمان که در دوره فعالیت شرکت نفت ایران و انگلیس ساخته شدهاند سبک معماری انگلیسی داشته که اغلب در اثر گسترش و نوسازی در شهر تخریب شده اند. بخشهایی از آن هنوز به نامهای انگلیسی آن دوره مانند منطقه کمپ کرسنت و اسکاچ کرسنت معروف است.
اوج شکوفایی تاریخ معاصر مسجد سلیمان به غیر از نفت مربوط به دوران مشروطیت میباشد، در عصر مشروطه مردم مسجد سلیمان نیز مانند سایر روشنفکران و دلیران بختیاری فتوای روحانیت را لبیک گفتند و علیه استبداد صغیر قاجار به فرماندهی سردار اسعد بختیاری (فاتح ملی) قیام کردند و ظفرمندانه اصفهان و تهران را فتح نمودند، البته نقش مردم مسجد سلیمان در ملی شدن صنعت نفت و مقابله با استعمار انگلیس درنفوذ به مناطق بختیاری، مبارزه با طاغوت و شرکت درهشت سال دفاع مقدس استوار همچون شیرهای سنگی مثال زدنی است. اما در حال حاضر از چاههای نفت این شهرستان روزانه نزدیک به 40.000 بشکه نفت استخراج میشود و با اینکه سد شهید عباسپور و سد مسجد سلیمان، (از جمله بزرگترین سدهای ایران) در جوار این شهر قرار دارند، مردم از نظر آب هنوز در مضیقه بوده و بصورت ساعتی (سه تا چهار ساعت در روز) از آب استفاده میکنند. مردم بعضی مناطق مسجد سلیمان به جهت وجود میدانهای گازی، گاه دچار مسمومیتهای ناشی از استنشاق بوی گاز میشوند و در مواردی ساکنین شهر طی یک برنامه ضربتی مجبور به نقل و انتقال شدهاند. نشت گاز و نفت در مناطقی از شهر گاهی حادثه ساز شده و باعث بروز انفجار در منازل مسکونی میشود.
تصاویری که در زیر مشاهده می نمایید، گواهی بر بسیاری ناگفته هاست ...
عضای خانواده یک خانه مخروبه در مسجد سلیمان که در حال ترک خانه اشان می باشند

پیرمردی در حال گرفتن سوراخ های لوله و جلوگیری از نشت گاز
نشت گاز از لوله های غیر استاندارد گاز در سرتاسر شهر

کودکان در حال بازی کردن میان انبوه لوله های غیر استاندارد در شهر


یکی از خانه های مسجد سلیمان که در اثر نشت گاز و لوله کشی غیر استاندارد منفجر شده
و مادر و کودکی نیز در آن جان باختند

کودکی در حال دویدن در قبرستان مسجد سلیمان

زنی در حال عزاداری در کنار قبر یکی از اقوام جوان خویش که در اثر حادثه ای فوت کرده است.
(تصادف و مرگ و میر بسیاری در بین جوانان مسجد سلیمانی وجود دارد)

مردم در حال بازدید از قبرستان خارجی هایی که در زمان اکتشاف نفت به مسجد سلیمان آمده بودند و کار میکردند
قبرستان خارجی هایی که در زمان اکتشاف نفت به مسجد سلیمان آمده بودند و مشغول به کار بودند

کودکی در حال بازی کردن در کنار یکی از چاه های قدیمی و مسدود نفت در مسجد سلیمان

یکی از جوانان مسجد سلیمان در منزلش
کودکان در حال بازی کردن در کوچه

نوجوانی در حال زیاد کردن شعله آبگرمکن در کنار درب منزلشان
زن مسجد سلیمانی که در اثر وجود گاز های ترش در هوا دچار بیماری شدید قلبی و ریوی شده است
زنی در حال پخت و پز با گاز ترش و لوله کشی و شیلنگ بلند و غیر استاندارد در حیاط منزلشان

بسیاری از جوانان مسجد سلیمان به علت نداشتن کار و تفریحات و اماکن فرهنگی،
وقت خود را در خیابان ها به بطالت می گذرانند

فروختن آب به شهر وندان یکی از مشاغل کاذبی است که بعضی از کودکان به آن مشغولنند

جوانی در حال حمل موتور خود از کوچه های مملو از لوله های غیر استاندارد گاز
یکی از دست فروشان در مسجد سلیمان

خرید و فروش بز و گوسفند در مسجد سلیمان به خصوص در میادین بسیار به چشم می خورد

بسیاری از مردم همچنان گاز منزلشان را از طریق کپسول های گاز تامین می کنند

نشت گاز از لوله های غیر استاندارد گاز در سرتاسر شهر
کودکان در حال بازی کردن میان انبوه لوله های غیر استاندارد در شهر


یکی از خانه های مسجد سلیمان که در اثر نشت گاز و لوله کشی غیر استاندارد منفجر شده
و مادر و کودکی نیز در آن جان باختند

کودکی در حال دویدن در قبرستان مسجد سلیمان

زنی در حال عزاداری در کنار قبر یکی از اقوام جوان خویش که در اثر حادثه ای فوت کرده است.
(تصادف و مرگ و میر بسیاری در بین جوانان مسجد سلیمانی وجود دارد)

مردم در حال بازدید از قبرستان خارجی هایی که در زمان اکتشاف نفت به مسجد سلیمان آمده بودند و کار میکردند
قبرستان خارجی هایی که در زمان اکتشاف نفت به مسجد سلیمان آمده بودند و مشغول به کار بودند
کودکی در حال بازی کردن در کنار یکی از چاه های قدیمی و مسدود نفت در مسجد سلیمان

یکی از جوانان مسجد سلیمان در منزلش
کودکان در حال بازی کردن در کوچه
نوجوانی در حال زیاد کردن شعله آبگرمکن در کنار درب منزلشان
زن مسجد سلیمانی که در اثر وجود گاز های ترش در هوا دچار بیماری شدید قلبی و ریوی شده است
زنی در حال پخت و پز با گاز ترش و لوله کشی و شیلنگ بلند و غیر استاندارد در حیاط منزلشان
بسیاری از جوانان مسجد سلیمان به علت نداشتن کار و تفریحات و اماکن فرهنگی،
وقت خود را در خیابان ها به بطالت می گذرانند

فروختن آب به شهر وندان یکی از مشاغل کاذبی است که بعضی از کودکان به آن مشغولنند

جوانی در حال حمل موتور خود از کوچه های مملو از لوله های غیر استاندارد گاز
یکی از دست فروشان در مسجد سلیمان
خرید و فروش بز و گوسفند در مسجد سلیمان به خصوص در میادین بسیار به چشم می خورد

بسیاری از مردم همچنان گاز منزلشان را از طریق کپسول های گاز تامین می کنند

۱۳۸۹ مهر ۱, پنجشنبه
۱۳۸۹ شهریور ۳۱, چهارشنبه
۱۳۸۹ شهریور ۳۰, سهشنبه
سخنرانی احمدی نژاد برای صندلی های خالی !
۱۳۸۹ شهریور ۲۷, شنبه
۱۳۸۹ شهریور ۲۳, سهشنبه
اشتراک در:
پستها (Atom)










