۱۳۸۹ آبان ۱۲, چهارشنبه

جملاتی که قبل از اعدام زده شد

در دموکراسی مرگ، همه در آخر برابرند. نه رتبه, نه ایستگاه و نه حق ویژه در جمهوری قبر وجود دارد

فرار از خورشید تا وقتی‌ که خورشید پایین آید، اما مرگ نباید بر من سلطه کند

مرگ برای برخی‌ مجازات، برای برخی‌ هدیه و برخی‌ دیگر یک نعمت است

یکی‌ سریعتر به طرفم میاید و دیگری آرام تر؛ این مهم نیست، در آخر مرگ به طرفم میاید

هیچ ضمانتی نیست حتی اگر هم اعدام نمی‌‌شدم فردا زنده میماندم

هر روحی‌ برای انجام یک مأموریت به این دنیا آماده است، ما ماموریتمان را انجام دادیم

ارزشش را دارد که بمیریم، تا آنچکه برایش زندگی‌ می‌کنیم را پیدا کنیم

ما انسانهایی نیستیم که تجربه روحی‌ داریم، ما روح‌های هستیم که تجربه انسانی‌ داریم

مرگ خواب ابدی است؟ نه آن راه نهایی بیداری است

بازی تراژدی "انسان" است و قهرمان آن کرمهای زیر خاک



هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin